در گفتگو با آیت‌الله سیدمیرتقی حسینی گرگانی مولف کتاب «چگونگی تدریس دروس خارج»

در حال حاضر دو مکتب اصلی در حوزه قم جریان دارد، یکی مکتب قم که بنیانگذار آن مرحوم آقای بروجردی است، و پس از ایشان شاگردان وی مانند مرحوم آقای منتظری، فاضل لنکرانی، امام خمینی و… تا اندازه‌ای آن سبک را داشتند. در مقابل، سبک حوزه نجف است،که گاهی آن را فرمولی تعبیر می کنند، چرا که مانند ریاضی

گزارش نشست علمی

در حوزه های علمیه دچار نگاه افراطی یا تفریطی هستیم. در بین طرفداران فلسفه چنین قانون نانوشته‌ای وجود دارد که همه باید فلسفه بخوانند و در مقابل هم عده‌ای بر این باورند که کسی نباید فلسفه بخواند و حتی برخی

خاطره‌ای از حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی معراجی به مناسبت هفته کتاب و کتاب‌خوانی

ایشان تأکید فراوانی بر مطالعه و کتاب‌خوانی دارند و در عمل هم خودشان به آن پایبند هستند؛ نه این‌که صرفاً توصیه‌ای باشد برای دیگران. فردی در سن و سال ایشان با این سطح از مشغله‌‌‌ٔ فکری در اداره‌ی کشور، ساعت‌ها از وقتشان را اختصاص می‌دهند به بازدید از نمایشگاه بین‌‌المللی کتاب. به‌نظرم در دنیا کم‌نظیر است.

پاسخی به یک نقد

در یادداشت وارده تصور شده است که یا دلیل دیگری بر حرمت الحاق به دو کنوانسیون مزبور وجود نداشته یا مهم ترین دلیل بر حرمت «قاعده نفی سبیل» است، و سایر ادله قابل پاسخگویی است. اما همانگونه که نویسنده در مقاله خویش تصریح کرده است، حداقل دو دلیل دیگر بر حرمت وجود دارد

حجت‌الاسلام والمسلمین نظری شاهرودی:

موضوع مثلیَت در پول، چیست؟ آیا موضوع آن، عددی است که روی پول نوشته شده است؟ در واقع آیا پول هم مانند گندم است و اگر ارزش و قدرت خریدِ آن افت کرده باشد، قرض گیرنده چیزی بیشتر از آن صد هزار تومان را ضامن نیست؟ یا موضوع مثلیتِ پول، قدرت خرید آن است؟

حجت‌الاسلام والمسلمین صحتی سردرودی در گفت‌وگو با مباحثات:

اگر سنت حسنه‌ٔ متشرعه‌ٔ مفید را به نام دین به مردم ندهیم، گرفتار بدعت‌گذاری هم نشده‌ایم. نباید سنت‌های این‌چنینی را به مردم، واجب دینی معرفی کنیم؛ بلکه باید به مردم بگوییم چنین سنت‌هایی، به حال ساحت فردی و جمعیِ دینداران مفید هستند؛ هرچند احتمال دارد با دلایل دیگری وجوب و لزومشان هم اثبات شود.

بعضی از علما با نقد حکایات و روضه‌های نامعتبر و موهن عاشورا، آنها را از مصادیق تحریفات عاشورا به شمار آورده‌اند. اما با این وجود عده‌ای نیز با تمسک به بعضی از قواعد فقهی یا بهره‌برداری از احساسات مذهبی کوشیده‌اند هرآنچه به عنوان بدعت و خرافه معرفی شده، به عنوان سنت و شعائر بشناسانند.

نقدی بر سخنان دکتر محمد جاودان در گفت‌وگو با مباحثات

این تلقی مشهور که متافیزیک، جایی در فلسفه‌های غربی و به طور خاص فلسفه تحلیلی ندارد، ناشی از عدم آشنایی با فلسفه تحلیلی و ادوار و تطورات تاریخی آن می‌باشد. اولاً فلسفه تحلیلی قوامش به روشش است؛ یعنی یک مکتب نیست تا از حیث محتوایی سمت و سویی خاصی داشته باشد؛ ثانیاً سنت فلسفه تحلیلی، ۵ دوره مختلف را به خود دیده است: دوره اول: دوره مؤسسان (فرگه، راسل و مور)

حوزه علمیه قم و فلسفه (۷)؛ دکتر محمد جاودان در گفت‌وگو با مباحثات:

فلسفهٔ اسلامی از دنیایی می‌آید که توسعه را نمی‌شناسد. توسعه یک مفهوم مدرن است و در واقع  شما  مطالبهٔ یک مفهوم مدرن و نتایج یک دنیای مدرن را از آن علم و دانشی که در واقع پیش از مدرنیته ـ و با یک مناسبات دیگری بوده ـ دارید. توسعه یک مفهوم مدرن است؛ شما پیش از مدرنیته مفاهیمی به‌نام توسعه یا پیشرفت را ندارید.