فلسفه در حوزه علمیه معاصر (۱)؛ استاد رضا برنجکار در گفت‌وگو با مباحثات:

فلسفه و کلام نسبت به فقه وضعیت خوبی ندارند؛ در بین این‌دو نیز، کلام وضعیت خوبی ندارد. انتظار داریم به کلام هم در حد فقه توجه شود. فلسفه دانشی است که از بیرون آمده است و ما از مطالب خوب آن استفاده می‌کنیم و البته آن را رشد هم می‌دهیم و مکتب‌های فلسفی جدیدی هم تأسیس می‌کنیم و هیچ اشکالی هم ندارد؛ اما کلام دانش اصلی است و از فلسفه هم استفاده می‌کند.

تقریرات گعده علمی آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی

خیلی از این روایات طبی، اَسناد درستی ندارند و نمی‌شود اِسناد بَتّی [و قطعی] به ائمه(ع) داد. آن‌هایی که سند درستی دارند قابل استناد هستند؛ ولی اگر فقط دارای ظهور باشند، امر قطعی نیست؛ بلکه ظنی است و اگر الآن خلاف علم است همان هم از اعتبار می‌افتد. با این‌ها می‌آیند معامله قطع می‌کنند و بعد گیر می‌کنند.

مناظره علمی میان حجت‌الاسلام والمسلمین سبحانی و دکتر محسن جوادی

سنت فلسفی علی‌­رغم پختگی­‌ای که پیدا کرده، پاسخ‌­گوی یک نظریه اخلاقی اسلامی نیست و کاستی­‌ها و نقایصی دارد که اگر نتواند این نقایص را پرکند، نمی‌­توانیم آن ­را به‌­عنوان یک نظریه اخلاقی در سنت اسلامی به‌­حساب آوریم/آیا کلام ما واقعاً می‌­تواند نظام اخلاقی بسازد و ظرفیتش را دارد؟ بحث­‌های کلامی، در حد بحث‌­های نظری مانده‌اند

نقدی بر رویکردهای اصلاحی درباره مناسک نوظهور

شاید بهتر باشد در نخستین گام، حق نوآوری مشروع در برپایی آیین‌های دینی را همانند سایر آیین‌های ملی و محلی به رسمیت بشناسیم و تعدد منابع مشروعیت‌زا در امر مناسک را بپذیریم تا ارتباط میان توده مقید به مناسک با اصلاح‌گران برقرار شود. در گام بعد نیز میان مصلحت‌سنجی‌های سیاسی و اصلاح‌گری دینی تفکیک قائل شویم تا دین عامه نیز مرجعیت جریان اصلاح‌گر را به رسمیت بشناسد. سومین گام نیز درک مختصات دنیای امروز است.

تأملی در مرام مداحی

ملا احمد نراقی هم زبان به گلایه گشوده بود. وی برخی واعظان و منبریان و مداحان را نقد می‌کرد که چرا به قصد اشک‌ریزی، هر سخنی را بر زبان می‌­آورید و هر قصه­‌ای را می‌پرورید. علی شریعتی حتی مداحی و تشریفاتِ سوگواری را وسیله‌­ای می‌­دانست که مردم از شناخت حقیقت و تفکر در هدف‌های اصلی مکتب تشیع و انقلاب کربلا غافل بمانند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا

از موضوعاتی که این روزها در شبکه‌های اجتماعی به آن دامن زده می‌شود، تمدن‌گرایی و ایرانشهرگرایی به مناسبت روز کوروش  است. گذشته‌ی هر ملتی هویت تاریخی اوست؛ مثبت‌بودن آن باعث افتخار و منفی‌بودنش سبب ناخوشایندی است. گذشته‌ی خوب یا بد قابل انکار نیست. انکار هویت تاریخی حماقت است؛ همان‌طور که بازگشت به گذشته نیز حماقت است.

استاد رسول جعفریان:

فرق است بین وقتی که یک دانش را در حد عمومی و تمدن‌زا استفاده کنیم؛ یا صرفاً در حد چهار متخصص که فقط بلدند محاسبات کنند. مسأله مهم‌تر این‌که ما مسلمان‌­ها انقلاب علمی نکردیم و فقط حرف­‌های یونانی‌ها را به اندازه یک سانت جلو بردیم. ما هیچ­‌وقت نتوانستیم فیزیک را از قید جوهر و عرض رها کنیم. ما اگر این همه ریاضی بلد بودیم، چطور نتوانستیم یک دوچرخه ساده بسازیم؟!

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار هفتم: دکتر سعید زیباکلام

فلسفه علم وقتی از ابتدای انقلاب، وارد ایران شد، بدون توجه به تاریخ علم مطرح شد؛ در حالی‌که در غرب، این حوزه عمدتاً با عنوان فلسفه و تاریخ علم شناخته می‌شود. این تاریخ علم است که فلسفۀ علم را از پرواز در آسمان و سخنان انتزاعی دور می‌کند و به روی زمین می‌آورد. با این نگاه است که می‌توانیم دریابیم که بخش زیادی از نظریات و سخنان نیوتن که اینشتاین او را بزرگ‌ترین دانشمند همۀ اعصار می‌نامد، ربطی به مشاهده و آزمایش ندارد.

اقتصاد اسلامی و کارکرد کلامی (گفتار اول):

در حالی که علم اقتصاد سیاسی غربی ناظر به امر واقع بود، علم اقتصاد اسلامی همچون دیگر علوم اسلامی متن‌محور بود؛ یعنی علما در تلاش برای مواجهه با علم اقتصاد سیاسی غربی به‌جای رجوع به امر واقع و فهم قوانین و قواعد جاری و ساری در آن، تلاش کردند تا قواعد این علم را از درون منابع اسلامی نظیر قرآن، سنت و حدیث کشف و استخراج نمایند. می‌توان گفت تفاوت علم اقتصاد اسلامی با علم اقتصاد سیاسی مانند تفاوت علم کلام و فلسفه است.

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار ششم: استاد محمدمهدی میرباقری

برای فهم کلام معصوم باید قلب فرد زنده شود. اگر خدای متعال ارادۀ هدایت کسی را داشته باشد، این علم در قلبش واقع می‌شود. باید دائما اهل طلب و استفهام بود تا از خدای متعال طلب فهم کرد. علم، آن اسرار الهی است که به کسی می‌دهند که می‌خواهد امانت خدا را جای خودش مصرف کند. اگر بخواهی خود را مالک علم ببینی و آن را هر جور که دلت می‌خواهد خرج کنی، به تو علم نمی‌دهند و هر آن‌چه داری قیل‌وقالی بیش نیست.