نتیجهی نگاه عارفانهی مخصوص تجلیات اسمای کلیه الهی (نه عرفان فردی تحت تجلیات اسمای جزئیه الهی) در روابط اجتماعی، پذیرش واقعیت کثرت و اختلاف است؛ یعنی کثرت را تضادی نمیبیند؛ بلکه تفاهمی میبیند و معتقد است از دل این کثرت میتوان به توحید رسید. امام با انشعاب مجمع روحانیون موافقت کرد؛ اختلاف را تأیید کرد؛ چون تکثر را میخواست نهادینه کند. ادامه …
این ادعا (تأثیر و تأثر ایقاع و مفاهیم) مربوط به اهل فن شریف موسیقی است و بهتر است امثال من و نیز گوینده این سخن، به حیطه تخصصی اهل موسیقی ورود نکنیم. اگر در قلمرو هنر یا علم، سلیقهای خاص ـ اعم از سیاسی و غیرسیاسی ـ داریم، از دین و فقه برای آن مایه نگذاریم و همین مقدار از دیانت را که برای مردم این دیار باقی نهادهایم، سودای این گونه مناقشات نکنیم. ادامه …
صدرالدین شیرازی آنجا که از اجتماعیبودن انسان سخن میگوید و بر این نظر است که برای انتظامیافتنِ حیات خویش (نه فقط نظمیافتن) نیاز به تمدن و اجتماع و تعاون است، به نیازمندی انسان از قانون سخن میگوید؛ اما آنچه موجبات جاریشدن قانون در جامعه را فراهم میسازد، همانا عدالت است. از نظر ملاصدرا، عدالت در اینجا نقشی ایجابی دارد و به نفی آنچه درست نیست میپردازد: «هر فکر و عمل و رفتار معتدل آن است که از اضداد خالی باشد». ادامه …
ما یک منبع هستی دین داریم که آن وحی است؛ اما آنچه بهعنوان نقل یاد میکنیم، منبع نیست؛ بلکه دلیل و راهنماست؛ نقل میآید تا وحی را بکاود و از آن حقیقت استفاده کند؛ همانگونه که عقل چنین نقشی دارد؛ یعنی عقل و نقل سراج هستند و وحی صراط است. عقل و نقل با هماهنگی یکدیگر بهدنبال این هستند که حقیقت دین را واکاوی کنند. بنابراین آن نقلی که در عقلانیت سنتی ارائه شده است، در عقلانیت وحیانی نیست. ادامه …
غالب علل موجود در روایات (علل الشرایع)، در واقع حکمت هستند که به شکل علت آمدهاند/ شریعت سنگلجی بیدین نبود؛ شیعه بود؛ ولی کجیها و انحرافاتی داشت/ درباره «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و…» اگر موضوع عوض شود و عنوان یک حکم از بین برود، دیگر آن حکم حلیت و حرمت هم از بین خواهد رفت/درباره کتاب «فقهالرضا» صدوق هیچ اشارهای نکرده و پیداست که آن زمان، کتابی با این عنوان دست آنها نبوده است. ادامه …
چرا الآن علم دینی مطرح است و چرا در تمدن اسلامی مطرح نبوده؟ چرا ما دنبال علم اسلامی و دینی هستیم؟/معتقد نیستم که در دوره تمدن اسلامی متفکران ما دنبال اسلامیسازی علوم نبودهاند. ما الآن وقتی به اسلامیسازی علوم میپردازیم، درواقع راه آنها را ادامه میدهیم؛ اما اقتضائات، مسائل، مبانی و مکاتب تفاوت کرده است. ادامه …
در این کتاب که حاصل چهار سال پژوهش و جستوجو در همه کتابهای فارسی منتشر شده در ایران از آغاز صنعت چاپ تا پایان سال ۱۳۹۱ حول موضوعات اجتماعی شیعه است، هفده کتاب ذیل حوزه پژوهشی «روحانیت و مرجعیت» معرفی و نقد شده است. سارا شریعتی در مقدمه کتاب، روحانیون و روشنفکران دینی را غایبان عرصه مطالعات اجتماعی تشیع دانسته. ادامه …
نگرش صرفاً فقهی مشکلات فراوانی دارد؛ یکی این که اساساً فقه، قابلیتِ ذومراتب بودن را ندارد؛ یعنی مسائل فقه یا سیاه و یا سفید است؛ یا حرام و یا حلال است. اما هنگامی که در مسائل اعتقادی و معارف دیگر دین وارد میشوید، مشاهده میکنید که قابل درجهبندی و مرتبهبندی است؛ مثلاً ایمان ۱۰ درجه دارد. ادامه …
بنده معتقدم ابتدا ساختار موجود اصول فقه باید تغییر کند و دارای محور شود. پس از آن باید مسائل و مباحثی بر اصول فقه افزوده شود؛ البته این لزوماً بهمعنای افزایش حجم آن نیست. کتاب «کفایه الاصول» به عنوان دارنده نقش اساسی، محوری ندارد که بتوانیم مباحث اصول را بر اساس آن ساماندهی کنیم. ادامه …
امام خمینی در اواخر عمر چندین بار تأکید کردهاند که جمود بر دقتهای مدرسهای که کارکرد اجتماعی ندارند، فقه را از عرصه جامعه دور خواهد کرد و آن را به چالش جدی با تمدن جدید خواهد انداخت. نمیتوان انکار کرد که چالشهای اجتماعی که ایشان در دوره تبعید و رهبری خود درک کرد، بینش اجتماعیشان را نیز کامل کرده و به فهم متفاوتی از مذاق شریعت رساند. ادامه …