معرفی نخستین کتاب‌های منتشرشده از مجموعه «جامعه‌شناسی تشیع»

  • تشکیلات حوزوی
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

دکتر سارا شریعتی در مقدمهٔ ۱۵ صفحه‌ای خود بر این اثر که عنوان «طلبگی: یک نظام “جامع”» را برای آن برگزیده‌ است، تلاش کرده است تا از خلال بررسی مقایسه‌ای دو متن مرتضی مطهری و گابریل لوبرا، مفهوم «جامعیت» را در نظام حوزوی بررسی کند و تحولات اخیر نهاد حوزه را از رهگذر تعریف جامعیت به عنوان یک سیاست‌گذاری جدید مورد پرسش قرار دهد.

Movaajeheبه‌تازگی دو کتاب ِ «مقدمه‌ای بر مواجهه با علوم اجتماعی در متن سنت‌های شیعی» نوشتهٔ آرمان ذاکری و «طلبه زیستن: پژوهشی مقدماتی در سنخ‌شناسی جامعه‌شناختی زیست طلبگی» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه با مقدمه‌هایی تفصیلی از دکتر سارا شریعتی، روانهٔ بازار نشر شده‌اند. این دو کتاب، نخستین آثار از مجموعهٔ جدید «جامعه‌شناسی تشیع» هستند که از سوی نشر نگاه معاصر به چاپ رسیده‌اند.

مجموعهٔ کتاب‌های «جامعه‌شناسی تشیع»، آثاری‌اند که در قالب پروژهٔ مطالعاتی گروهی تحقیقاتی با همین عنوان زیر نظر دکتر سارا شریعتی به انجام رسیده‌اند. گروه مطالعاتی جامعه‌شناسی تشیع، متشکل از جمعی از دانش‌آموختگان و پژوهشگران علوم اجتماعی است که حوزهٔ پژوهشی آن‌ها، دین و مشخصاً تشیع است. این گروه از سال ۱۳۹۰، بر اساس دغدغهٔ مشترک اعضای آن مبنی بر تشخیص کمرنگ بودن رویکرد جامعه‌شناختی به تشیع، در جامعه‌شناسی ایران شکل گرفت و ضرورت اتخاذ رویکرد اجتماعی برای مطالعه دین جامعه خود را فلسفهٔ تأسیس خود قرارداد. بر این اساس، هدف این گروه، گردآوری، بازشناسی، معرفی انتقادی و انتشار پژوهش‌های اجتماعی در حوزه‌های مختلف مربوط به جامعه‌شناسی تشیع است.

کتاب «مقدمه‌ای بر مواجهه با علوم اجتماعی در متن سنت‌های شیعی» نوشتهٔ آرمان ذاکری، به سنجش آرای حضرت آیت‌الله جوادی آملی، استاد محمدرضا حکیمی و دکتر علی شریعتی به‌عنوان نمایندگان سه سنت فکری متفاوت (فلسفه اسلامی، مکتب تفکیک و روشنفکری دینی) در نسبت اسلام و علوم اجتماعی از خلال بازسازی تطبیقی منظومه‌های فکری هر سه متفکر با شروع از مبادی اصلی فکری آنان پرداخته‌است. کتاب، دارای یک مقدمه، یک پیشگفتار و شش فصل بوده و در ۳۵۸ صفحه با قیمت ۱۹۵۰۰ تومان به مخاطبان عرضه شده است.

سارا شریعتی در مقدمهٔ تحقیقی ۳۵ صفحه‌ای خود بر این اثر به معرفی پروژهٔ مطالعاتی «جامعه‌شناسی تشیع» پرداخته و عنوان «در معنا و محدودیت‌های جامعه‌شناسی تشیع» را برای آن برگزیده است. وی در این مقدمه تلاش کرده است تا ابتدا تصویری نمایا از پیشینهٔ مطالعات این حوزه، از مطالعات اسلام‌شناسی تا شکل‌گیری مطالعات اجتماعی تشیع ارائه دهد و سپس معنا و محدودیت‌های جامعه‌شناسی تشیع را به عنوان حوزهٔ مطالعاتی جدید تدقیق نماید، لزوم تمرکز بر موضوع تشیع زیسته و خود ویژگی‌های جامعهٔ شیعی و ابعاد آن را مشخص کرده و در نهایت، جایگاه کتاب حاضر را در جغرافیای این مطالعات مشخص نماید. در بخشی از این مقدمه می‌خوانیم:

«در ایران، به عنوان یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مطالعات شیعی، «جامعه‌شناسی تشیع» اصطلاح غریبی است و جز معدود پژوهش‌هایی که با این نام و عمدتاً در خارج از ایران انتشار یافته‌اند، این حوزه همچنان ناشناخته و بکر مانده است. اغلب مطالعات علمی تشیع به تاریخ، فلسفه، کلام و فقه و جریانات فکری اختصاص دارد که در این حوزه شکوفا شده‌اند در حالی که تشیعِ زیسته و زیست اجتماعی شیعیان کمتر مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است. از این رو، تعریف معنا و محدودیت‌ها و همچنین تعیین حوزه‌های تحقیق جامعه‌شناختی تشیع اهمیت می‌یابد.»

talabeدومین کتاب منتشرشده از این مجموعه، «طلبه‌زیستن» نام دارد که پژوهشی میدانی و جامعه‌شناختی در مورد سبک زندگی طلاب است. سلیمانیه در این کتاب کوشیده است تا از خلال مصاحبه‌هایی عمیق با طلاب جوان دربارهٔ مواردی چون وضعیت اشتغال و درآمد، وضعیت محل سکونت، انگیزه‌شناسی و سازوکار جذب آنان به فضای حوزوی، برنامه‌های روزانه، تقلب تحصیلی در حوزه، نوع نگاه و انتظارات آنان از همسر ایده‌آل و موارد متعدد دیگر، نوعی سنخ‌شناسی از آنان ارائه دهد. کتاب دارای یک مقدمه، یک پیشگفتار و سه فصل است و در ۲۰۰ صفحه با قیمت ده هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

دکتر سارا شریعتی در مقدمهٔ ۱۵ صفحه‌ای خود بر این اثر که عنوان «طلبگی: یک نظام «جامع»» را برای آن برگزیده‌ است، تلاش کرده است تا از خلال بررسی مقایسه‌ای دو متن مرتضی مطهری («مشکل اساسی سازمان روحانیت») و گابریل لوبرا («تصویر کشیش»)، مفهوم «جامعیت» را در نظام حوزوی بررسی کند و تحولات اخیر نهاد حوزه را از رهگذر تعریف جامعیت به عنوان یک سیاست‌گذاری جدید مورد پرسش قرار دهد. در بخشی از این مقدمه می‌خوانیم:

«پرسش این است که سی سال پس از پیروزی انقلاب، با تحولات عظیمی که در موقعیت دین در ایران و به تبع آن، در سنت‌های آموزشی حوزه‌های علمیه به وجود آمده است، آیا می‌توان همچنان از جامعیت نظام آموزشی حوزه و نظام طلبگی نام برد؟ اولین پاسخ به این پرسش مثبت است و حتی می‌توان گفت که حوزه، به یمن ورود طلاب به همهٔ عرصه‌های اجتماعی جامعیت بیشتری یافته و فراگیرتر شده است و جامعیت، از حد یک شاخص تعلیمی- تربیتی به موضوع سیاست‌گذاری کلان ارتقاء یافته است. از این رو می‌توان از نوعی «سیاست جامعیت» سخن گفت، سیاستی که – جدا از سه شاخص تاریخی جامعیت نظام حوزوی- در دو صورت ساماندهی می‌شود: نخست جامعیت به معنای گسترش کمی و کیفی حوزه و فراگیر کردن آن در سطح جامعهٔ کلان و سپس جامعیت فقه و بسط دایرهٔ فقاهت.»

شایان ذکر است که مجلدات بعدی مجموعهٔ جامعه‌شناسی تشیع، شامل آثار پژوهشی دیگر در این زمینه و کتاب «کتاب‌شناسی انتقادی جامعه‌شناسی تشیع» به زودی از سوی انتشارات نگاه معاصر به مخاطبان عرضه خواهد شد.

پاسخ دهید