به بهانه صدور بیانیه جمعی از علمای قم درباره آیت‌الله سید کمال حیدری

بیانیه‌ی علمای حوزه علمیه قم را می‌توان اعلام یک مرزبندی مجدد علمی و اعتقادی فقها با جریان‌هایی دانست که در سید کمال حیدری متبلور شده‌اند؛ نخست: عرفان‌گرایی ابن‌عربی-صدرایی؛ و دوم: قرآن‌گرایی و عقلانیت غیر نقلی. مرزبندی نخست، سابقه طولانی در تاریخ تشیع دارد و دومی نیز بیش‌تر محصول تحولات فکری دوره معاصر است.

عملاً طلاب حوزه‌های علمیه و حتی اساتید هیچ سهمی در انتخاب مدیران و تعیین سیاست‌های کلی و حتی مسائل جزئی اجرائی حوزه‌های علمیه ندارند و جالب این‌جاست که این روند تشکیلاتی تا کوچک‌ترین مدرسه علمیه شهرستان‌ها نیز جاری است. در کنار همه‌ی این مسائل، برخی باورهای اعتقادی مانند ولایت مدیر مدرسه بر کلیه‌ی‌امور عملاً حالت تقدس به تصمیمات و رفتارهای مدیران می‌دهد و هرگونه انتقاد، مذموم تلقی می‌شود.

حذف شرط «مرجعیت» در تعیین «ولی فقیه»، فارغ از پیامدهای سیاسی، پیامی تأمل‌برانگیز برای حوزه‌های علمیه داشته که به‌نظر می‌رسد تا کنون چندان به آن توجه نشده است. چرا مرجعیت که عالی‌ترین مقام علمی و متنفذترین جایگاه حوزوی است، از شروط لازم و ضروری ولایت امر مسلمین محسوب نمی‌شود؟ و اساساً مرجعیت نه به‌معنای نهاد دین‌پژوه، که به معنای یک جایگاه متنفذ اجتماعی منسوب به دین، منهای کارآمدی در اداره امور مسلمین چه تعریفی قابل دفاعی می‌تواند داشته باشد؟

به مناسبت برگزاری نوزدهمین همایش کتاب سال حوزه

چرا جنبه‌های مثبت و امیدوارکننده علم و دانش و حوزه و طلاب را نبینیم؟ چرا اگر کار خوبی صورت گرفت از آن تقدیر و تجلیل نکنیم؟ چرا از قدر علم و دانش و فکر و نظر بکاهیم؟ مگر مولای ما نفرمود: «العلم امام العمل» (علم پیشوای عمل است)؟ چرا اهمیت دانش و نظر را نادیده بگیریم؟ مگر ما در همین زمان خودمان ندیدیم که چگونه یک نظر فقهی و فتوایی بنیان یک نظام سیاسی شد؟ چرا فکر می‌کنیم بدون فکر و اندیشه و نظر می‌توان کار کرد؟

یادداشت وارده

علمای بزرگ حوزه همواره بر طبل استقلال مالی حوزه‌های علمیه از دولت‌ها و حاکمیت‌ها کوبیده و آن را سبب «مفتوح اللسان» بودن این مراکز علمی و دینی در مناسبات مختلف و در نقد حاکمیت‌ها قلمداد می‌کردند. اما نقطه قوت مباحث علمای سلف، اتکا به وجود موقوفات فراوان برای مدیریت مالی حوزه‌های علمیه بود؛ نمونه بارز آن همان داستان معروفی است که سفیر انگلیس برای جلب نظر مرحوم شیخ انصاری در نجف خدمت ایشان شرفیاب شد.

فراز و فرود پایگاه مردم روحانیت (۶)؛ حجت‌الاسلام والمسلمین رجبی در گفت‌وگو با مباحثات:

این‌که به‌صورت مطلق بگوییم جایگاه و منزلت روحانیت افت کرده حرفی غیردقیق است. آن طیف از روحانیت که به زی طلبگی وشؤون روحانیت آراسته‌اند، نه‌تنها ازمنزلتشان کاسته نشده، که گاه منزلت ومحبوبیتی بی‌نظیریافته‌اند. نمونه‌ی اعلای آن مقام معظم رهبری مدظله العالی است.

فراز و فرود پایگاه مردمی روحانیت (۶)

متأسفانه زمزمه‌هایی از بعضی به گوش می‌رسد که خواهان عدم دخالت علما و روحانیون در مسائل روز سیاسی هستند/کارکرد روحانیت ورود شرم‌آور به جزییات روابط زناشویی، برگزاری همایش چندهمسری و روحانی‌درمانی نیست/بعد از تحقیقات به این نتیجه رسیدیم که نه‌تنها رشد علمی متوقف نشده، بلکه ارتقا هم داشته است/برخی منبری‌ها سنگین‌ترین ضربه‌ها را به شیعه وارد می‌کنند

فراز و فرود پایگاه مردمی روحانیت (۵)؛ حجت‌الاسلام والمسلمین کریم خان‌محمدی در گفت‌وگو با مباحثات:

قبل از انقلاب، ارتزاق روحانیت از طریق مردم بود؛ این وابستگی اقتصادی باعث می‌شد که روحانیت حامی مردم باشد؛ آن‌ها را اقناع کند و توجه به نیازهایشان داشته باشد. اما  پس از انقلاب از آن‌جایی که حکومت متعلق به روحانیون شد، روحانیون به‌واسطه‌ی استقلال مالی، دیگر وابستگی و نیاز به مردم پیدا نکردند؛ اکثراً در ادارات مشغول شدند و ارتزاق‌شان دولتی شد

فراز و فرود پایگاه مردمی روحانیت (۴)؛ دکتر سید صادق حقیقت در گفت‌وگو با مباحثات:

تنزل جایگاه اجتماعی روحانیت، بحثی نظری نیست که یک نفر بگوید تنزّل پیدا کرده و دیگری بگوید تنزّل پیدا نکرده است؛ نیاز به تحقیق میدانی دارد؛ اما به‌طور کلی نظر من این است که روحانیت چون مسئولیت اصلی خود را که فرهنگ بوده، تا اندازه‌ای رها کرده و در مناصب قدرت پافشاری می‌کند، محبوبیتش در طول زمان کاهش پیدا کرده است.

چه بسا اگر حوزه علمیه در طی این سال‌ها به جای توسعه سازمانی بر تقویت روابط استاد و شاگرد متمرکز می‌شد و تربیت طلاب را نه در قم، که در نقاط بومی خودشان پی می‌گرفت و خود را با مسائل عینی جامعه وفق می‌داد، امروز نه‌تنها نیازی به بودجه‌های نفتی و غیرنفتی پیدا نمی‌کرد، بلکه تأمین نیازهای مادی آن مورد استقبال مردم نیز واقع می‌شد.