باید توجه کرد که اسلام، فقط فقه نیست. وقتی قرآن میگوید «لیتفقهوا فی الدین»، یعنی کل دین؛ یعنی حتی مباحث تاریخی، اخلاقی، کلامی و اعتقادی باید مورد توجه باشد. اینطور نیست که تمام مشکلات به این برمیگردد که مردم مسأله و احکام بلد نیستند. فقه ما ناقص است از این جهت که اصلاً به بعضی مسائل جواب نمیدهد. ادامه …
قبل از انقلاب ما فقط به همین ادله مراجعه میکردیم و در حجره مینشسیتم و استنباط میکردیم و فتوا میدادیم. فقها و بزرگانی بودند که چون مقتضیات زمان را نمیشناختند، میگفتند این حرفهایی که در کتابها نوشته شده به راحتی قابل اجراست. امام در اینگونه موارد با محک عینیت و واقعگرایی وارد شدند تا ببینند اجرای چه چیزی ممکن است و چه چیزی ناممکن. فقه قبل از انقلاب، فقه تئوری و مدرسهای بود. اگر ما همچنان در فضای قبل از انقلاب مانده بودیم، هزارسال دیگر هم، وضع به همان منوال بود.
از ویژگیهای مکتب قم این است که دادههای دانش تاریخ را در استنباط مطمح نظر قرار میدهد؛ به وثوقِ صدور، بیشتر از سندشناسی توجه میکند؛ کمتر بهصورت ریاضی فکر میکند، به قرآن و مقاصد توجه میکند و نگاهش به شریعت اجتماعی است؛ در مقابل، مکتب نجف نصبسند است و برای یک مسأله دنبال یک روایت خاص است، بسیار ریاضیوار فکر میکند، اصول آن بیش از حد فربه شده و فقهِ آن، در مواردی فقهِ کشف نیست؛ بلکه فقهِ عذر است. ادامه …
سبحانی: در دانش تجربی امروز، اساساً نه استقرایی وجود دارد و نه کسی استقرا و تجربه را به برهان برمیگرداند. امروز منطق تولید دانش، حداقل دربخش بزرگی از دانشهای طبیعی و انسانی، خلق فرضیهها در باب واقعیت، به آزمون گذاشتن آنها و نشان دادن کارآمدی و تأثیر آنهاست/پارسانیا: کارآمدبودن یک نظریه و جوابدادن در عمل، دلیل بر درست بودن آن نیست. اگ نظریهای مبانی فرهنگی خودش را اشراب و فرهنگ ما را تخریب میکند موظفیم بهسرعت فرهنگمان را مصونیت بخشیم. ادامه …
اولین تناقض در علم کلام جدید از اینجا شروع میشود که الهیات مدرن به نام کلام جدید خوانده شد و سبب انحراف ذهنی ما و پنداشتن این موضوع شد که آنچه آنها دارند متناظر با علم کلام ماست. همچنین کلمهی مدرن نیز به اشتباه ترجمه شده است؛ درحالیکه مقصود غربیان این است که این فکر از اساس با میراث الهیات مسیحی متفاوت است ادامه …
پژوهشهایی صرفاً برای پژوهش؛ برای ارتقای رتبه علمی و بالتبع کسب درآمد بیشتر؛ برای قبولی در مصاحبه دکتری؛ برای معروفیت و… . مهم نیست که پژوهش ما مشکلی را از گره فروبستهی جامعه حل کند؛ تعداد خوانندگان برخی از آنها به عدد انگشتان یک دست هم نمیرسد. پژوهش از مضمون اصیل خود تهی و بیشتر به صنعتی درآمدزا برای عدهای و هزینهزا برای عدهای دیگر تبدیل شده. ادامه …
فلسفه و کلام نسبت به فقه وضعیت خوبی ندارند؛ در بین ایندو نیز، کلام وضعیت خوبی ندارد. انتظار داریم به کلام هم در حد فقه توجه شود. فلسفه دانشی است که از بیرون آمده است و ما از مطالب خوب آن استفاده میکنیم و البته آن را رشد هم میدهیم و مکتبهای فلسفی جدیدی هم تأسیس میکنیم و هیچ اشکالی هم ندارد؛ اما کلام دانش اصلی است و از فلسفه هم استفاده میکند. ادامه …
خیلی از این روایات طبی، اَسناد درستی ندارند و نمیشود اِسناد بَتّی [و قطعی] به ائمه(ع) داد. آنهایی که سند درستی دارند قابل استناد هستند؛ ولی اگر فقط دارای ظهور باشند، امر قطعی نیست؛ بلکه ظنی است و اگر الآن خلاف علم است همان هم از اعتبار میافتد. با اینها میآیند معامله قطع میکنند و بعد گیر میکنند. ادامه …
سنت فلسفی علیرغم پختگیای که پیدا کرده، پاسخگوی یک نظریه اخلاقی اسلامی نیست و کاستیها و نقایصی دارد که اگر نتواند این نقایص را پرکند، نمیتوانیم آن را بهعنوان یک نظریه اخلاقی در سنت اسلامی بهحساب آوریم/آیا کلام ما واقعاً میتواند نظام اخلاقی بسازد و ظرفیتش را دارد؟ بحثهای کلامی، در حد بحثهای نظری ماندهاند ادامه …
شاید بهتر باشد در نخستین گام، حق نوآوری مشروع در برپایی آیینهای دینی را همانند سایر آیینهای ملی و محلی به رسمیت بشناسیم و تعدد منابع مشروعیتزا در امر مناسک را بپذیریم تا ارتباط میان توده مقید به مناسک با اصلاحگران برقرار شود. در گام بعد نیز میان مصلحتسنجیهای سیاسی و اصلاحگری دینی تفکیک قائل شویم تا دین عامه نیز مرجعیت جریان اصلاحگر را به رسمیت بشناسد. سومین گام نیز درک مختصات دنیای امروز است. ادامه …