دغدغهی طلاب مددکار در ارائهی کمک به مددجویان عزیز، گاهی فراتر از وظایفشان و بدون انگیزهی مالی و از روی احساس وظیفهی جهادی و با انگیزهی معنوی و دینی است و به همین جهت است که کار برکت پیدا میکند و بزرگان هم، کار را تأیید میکنند؛ مثلاً آیتالله حسینی بوشهری گفتند اگر نگوییم این طرح بینظیر است، قطعاً کم نظیر است. ادامه …
برخی از روحانیون اما بر آن شدهاند تا علاوه بر مرام طلبگی به اشتغال دیگری نیز روی بیاورند. از این گونه موارد انگشتشمار وجود دارد که علاوه بر مشی طلبگی، به اشتغال دیگری نیز گرایش یافتهاند. نقل است که مرحوم علامه طباطبایی پس از اینکه در نجف اشرف مشغول به تحصیل بوده، به دلیل عدم دریافت مقرری، به تبریز بازمیگردد و مدت ده سال به کشاورزی میپردازد. ادامه …
همانطور که سمی اندک در منبع آب همه منبع را زهرآلود میکند، ورود انحراف و خرافه یا قصور و تقصیر در عرضهی درست دین نیز میتواند اندیشه دینی را حداقل در برخی ابعادش مسموم سازد و نتیجه معکوس بهبار آورد. تفکر طالبان و داعش و مسلک سلفیتکفیری، صرفنظر از خاستگاههای آن، نمونههایی از رسوخ این سموم در جریانات دینی و ایمانیاند؛ سمومی از قبیل جهل مقدس، ادامه …
با وجود فناوریهای جدید ارتباطی و روشهای متنوع، خطیبان دینی، عمدتاً هنوز از همان روش سنتی تبلیغ یعنی منبر استفاده میکنند. نهفقط در روش و قالب هنوز شیوه سنتی را بهکار میبرند، که نوع نگاهشان به مخاطب و محتوا نیز هنوز رنگ و بوی سنتی دارد. البته معدود روحانیونی هم هستند که تلاش میکنند با ابزارهای مدرن مانند وبلاگنویسی کار تبلیغ را انجام بدهند؛ ولی فقط ابزار بهروز شده؛ نه گفتمان و ادبیات ادامه …
نویسنده مدعی است که واژه «علما» تا ظهور نهضت مشروطه در کنار واژه «مُلّا»، «شیخ» و «حجتالاسلام» برای اشاره به دانشمندان دینی در معنای عام آن بهکار میرفت. وی عنوان میکند که در بررسیهای خود به این نتیجه رسیده است که در طول تاریخ اسلام، تا پیش از نهضت مشروطه، فقط و فقط کلمه عالِم و علما و دیگر عناوین علمی و تخصصی کاربرد داشته و حتی یک بار کلمه «روحانی» به کار نرفته است. ادامه …
طلبهها و فضلای حوزه علمیه تمایل دارند به همان مقدار که در هویتیابی حوزه سهیم هستند، در اداره حوزه علمیه و فعالیتهایی که بهنام حوزه علمیه انجام میشود سهیم باشند. مجمع نماینگان طلاب و فضلای حوزه علمیه برای این امر تأسیس شد؛ اما در عمل نتوانسته است در راستای مشارکت طلاب عمل کند؛ چرا که این مجمع فاقد اختیارات قانونی حداقلی است و صرفاً به تشکلی برای مشورتدهی تبدیل شده است. ادامه …
در مجله خیمه پروندهای را آماده کردیم تا در حد توان به این موضوع خاص بپردازیم. مواردی که در هنگام تحقیقات به آنها برخوردیم گاهی خیلی عجیب بود. از یکسو ضعف اقتصادی و فقر خاموش و دردناکی در بسیاری از خانوادههای طلاب وجود دارد؛ از سوی دیگر در همین قشر، برخی زندگی لاکچری و اشرافی دارند و یکباره هستند طلابی که به خرید و فروش ماشین و ملک یا حتی ارائه خدمات ماساژ روی آوردهاند. ادامه …
بیانیهی علمای حوزه علمیه قم را میتوان اعلام یک مرزبندی مجدد علمی و اعتقادی فقها با جریانهایی دانست که در سید کمال حیدری متبلور شدهاند؛ نخست: عرفانگرایی ابنعربی-صدرایی؛ و دوم: قرآنگرایی و عقلانیت غیر نقلی. مرزبندی نخست، سابقه طولانی در تاریخ تشیع دارد و دومی نیز بیشتر محصول تحولات فکری دوره معاصر است. ادامه …
عملاً طلاب حوزههای علمیه و حتی اساتید هیچ سهمی در انتخاب مدیران و تعیین سیاستهای کلی و حتی مسائل جزئی اجرائی حوزههای علمیه ندارند و جالب اینجاست که این روند تشکیلاتی تا کوچکترین مدرسه علمیه شهرستانها نیز جاری است. در کنار همهی این مسائل، برخی باورهای اعتقادی مانند ولایت مدیر مدرسه بر کلیهیامور عملاً حالت تقدس به تصمیمات و رفتارهای مدیران میدهد و هرگونه انتقاد، مذموم تلقی میشود. ادامه …
حذف شرط «مرجعیت» در تعیین «ولی فقیه»، فارغ از پیامدهای سیاسی، پیامی تأملبرانگیز برای حوزههای علمیه داشته که بهنظر میرسد تا کنون چندان به آن توجه نشده است. چرا مرجعیت که عالیترین مقام علمی و متنفذترین جایگاه حوزوی است، از شروط لازم و ضروری ولایت امر مسلمین محسوب نمیشود؟ و اساساً مرجعیت نه بهمعنای نهاد دینپژوه، که به معنای یک جایگاه متنفذ اجتماعی منسوب به دین، منهای کارآمدی در اداره امور مسلمین چه تعریفی قابل دفاعی میتواند داشته باشد؟ ادامه …