در یک نظام حکومتی مبتنی بر فقه اسلامی ضرورت دارد که حوزویان و دانشگاهیان در زمینههای حکومت، سیاست و مباحث مرتبط با آنها آشنایی داشته باشند، موضوعات و مسائل را به درستی تشخیص و نظاموارهای از این مباحث را در اختیار دیگران هم قرار دهند. نشریه فقه حکومتی یک ارتباط دوسویه میان مخاطبان خود و پژوهشگران ایجاد میکند تا بتوان آنها را از وجوه مختلف فقه حکومتی به فراخور شرایط زمانی و مکانی سیراب کرد. ادامه …
بهنظر میرسد نظریه ولایت فقیه، حداقل آنچنان که آیتالله منتظری در دوره اول زندگیاش میگوید راه حلی برای رفع این تناقض است. آقای منتظری اول، در کتاب منابع فقهی حکومت اسلامی، اعلام روز عید فطر و بسیاری از احکام فقهی دیگر را که نمودهای اجتماعی روشنی دارد، از جمله اختیارات و وظایف حاکم اسلامی و تبعیت از آن را وظیفه همه مسلمانان میداند. ادامه …
یک مسیر برای اسلامیسازی و بومیسازی علوم انسانی ازجمله علوم سیاسی این است که از مبانی سکولاریستی و غیردینیاش ارتزاق نکند و بر مبانی انسانشناسی مطرح در حوزهی فلسفه و حکمت و فقه و اخلاق اسلامی تکیه کند/اگر ابزار حکمت متعالیه در اختیار شهید مطهری نبود، نمیتوانست نقدی بر مارکسیسم بنویسد. ادامه …
در جهان کنونی، ولایت حقیقی از آن «تکنیک» است و نه «فقیه». و همین امر ـ یعنی اقتضائات جهان تکنیک و تکنولوژیک و سیطره آن ـ جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره کشاند و تا کنون بر سر این میز نگه داشته است؛ حتی الآن که آمریکا میز مذاکره را ترک کرده است. سیاست غرب، قدرت خود را از سلطه تکنیکی ـ تکنولوژیکی بهدست آورده است و در حقیقت، سیاست کنونی کارگزار خرد عصر جدید است؛ اما ما با این خرد، همچنان بیگانهایم. ادامه …
خسروپناه: آقای فیرحی در تدوین مفاهیم سیاسی مدرن توجهی به کاربست آنها در مبانی مدرن ندارند. باید توضیح دهند سنجه و معیارشان در تعریف مفاهیم مدرنی همچون حزب، غربی است یا اسلامی/فیرحی: ما از دریچه مارکسیستها و ماتریالیستهای غیرمارکسیست از افکار غرب مطلع میشویم و نگاهمان به غرب، نگاهی باواسطه و درجه دوم است. در حوزه علمیه به خطای بنیادگرایی افراطی دچار هستیم و هر امری را به مبناهای آن برمیگردانیم. ادامه …
روحانیت دارای صدای مسلطِ بعد از انقلاب اسلامی، با به دست گرفتن قدرت سیاسی، برای اثبات خود اولاً و مکرراً در پی نفی و انکار غرب و فرآوردههای آن بوده و هست؛ ثانیاً با اینکه برخی از مفاهیم و آموزههای غربی، مانند دموکراسی و جمهوریت را در عرصهی سیاسی و اجتماعی ایران پذیرفت، سعی کرد به آنها صبغهی دینی بدهد؛ و مثلاً قید و بندهایی به مفهوم دولت مدرن افزود که ذاتیِ آن نبود. ادامه …
چالش امروز ما مسلمانان همین کبائر ناامیدی است که برخی از اکابر سیاست آن را به فرهنگ ما دیکته میکنند و راه رهایی را ذلت در برابر نظام سلطه نشان میدهند. امروزه مهمترین تنش در دنیای اسلام از جمله ایران، نه بین اسلام و غرب، سنت و تجدد، و یا انقلاب و ضدانقلاب است، بلکه برخورد جبههی امید با صفِ ناامیدی است. ادامه …
اگر روحانیت شیعه انتقال حق از حوزه خصوصی به حوزه عمومی را نپذیرد و دولت را محصور اراده افراد و یک قرارداد مدنی بین آنها و فقیهِ حاکم نداند، اساساً راهی بهسمت دولت مدرن باز نمیکند و اتفاقاً مشکل اولیه روحانیت شیعه این است که حوزه مشترکات را حوزه حقوق افراد نمیداند و به همین دلیل نوبت به عناصر یا ارکان دولت در تحلیلهای فقهی نمیرسد. ادامه …
اولین و بدیهیترین ذهنیتی که از روحانیت در اذهان بسیاری از مردم ـ بهويژه جوانان ـ وجود دارد این است که روحانیت عنصری است که با گرفتن پول و بودجه از مردم و حکومت برای خودش درس میخواند و در نهایت هم در مقابل خواستههای ذاتی و طبیعی مردم میایستد. فارغ از میزان صحت و سقم این ذهنیت، روحانیت باید وجود چنین ذهنیتی را بپذیرد. ادامه …
سیستم فهم، استنباط، مطالعه، تخصصها و تربیتهای حوزوی، اساساً سیستم ارتباطدهی معیشت به دین نیست. فقه ۱۴۰۰ سال بیرون از حاکمیت و جامعه بوده. وجود فقیه در شهر، دلیل وجود فقاهت در شهر نیست. گاهی انسان در شهر حضور دارد، اما واقعیتش در شهر نیست. ادامه …