در جهان کنونی، ولایت حقیقی از آن «تکنیک» است و نه «فقیه». و همین امر ـ یعنی اقتضائات جهان تکنیک و تکنولوژیک و سیطره آن ـ جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره کشاند و تا کنون بر سر این میز نگه داشته است؛ حتی الآن که آمریکا میز مذاکره را ترک کرده است. سیاست غرب، قدرت خود را از سلطه تکنیکی ـ تکنولوژیکی بهدست آورده است و در حقیقت، سیاست کنونی کارگزار خرد عصر جدید است؛ اما ما با این خرد، همچنان بیگانهایم. ادامه …
خسروپناه: آقای فیرحی در تدوین مفاهیم سیاسی مدرن توجهی به کاربست آنها در مبانی مدرن ندارند. باید توضیح دهند سنجه و معیارشان در تعریف مفاهیم مدرنی همچون حزب، غربی است یا اسلامی/فیرحی: ما از دریچه مارکسیستها و ماتریالیستهای غیرمارکسیست از افکار غرب مطلع میشویم و نگاهمان به غرب، نگاهی باواسطه و درجه دوم است. در حوزه علمیه به خطای بنیادگرایی افراطی دچار هستیم و هر امری را به مبناهای آن برمیگردانیم. ادامه …
روحانیت دارای صدای مسلطِ بعد از انقلاب اسلامی، با به دست گرفتن قدرت سیاسی، برای اثبات خود اولاً و مکرراً در پی نفی و انکار غرب و فرآوردههای آن بوده و هست؛ ثانیاً با اینکه برخی از مفاهیم و آموزههای غربی، مانند دموکراسی و جمهوریت را در عرصهی سیاسی و اجتماعی ایران پذیرفت، سعی کرد به آنها صبغهی دینی بدهد؛ و مثلاً قید و بندهایی به مفهوم دولت مدرن افزود که ذاتیِ آن نبود. ادامه …
چالش امروز ما مسلمانان همین کبائر ناامیدی است که برخی از اکابر سیاست آن را به فرهنگ ما دیکته میکنند و راه رهایی را ذلت در برابر نظام سلطه نشان میدهند. امروزه مهمترین تنش در دنیای اسلام از جمله ایران، نه بین اسلام و غرب، سنت و تجدد، و یا انقلاب و ضدانقلاب است، بلکه برخورد جبههی امید با صفِ ناامیدی است. ادامه …
اگر روحانیت شیعه انتقال حق از حوزه خصوصی به حوزه عمومی را نپذیرد و دولت را محصور اراده افراد و یک قرارداد مدنی بین آنها و فقیهِ حاکم نداند، اساساً راهی بهسمت دولت مدرن باز نمیکند و اتفاقاً مشکل اولیه روحانیت شیعه این است که حوزه مشترکات را حوزه حقوق افراد نمیداند و به همین دلیل نوبت به عناصر یا ارکان دولت در تحلیلهای فقهی نمیرسد. ادامه …
اولین و بدیهیترین ذهنیتی که از روحانیت در اذهان بسیاری از مردم ـ بهويژه جوانان ـ وجود دارد این است که روحانیت عنصری است که با گرفتن پول و بودجه از مردم و حکومت برای خودش درس میخواند و در نهایت هم در مقابل خواستههای ذاتی و طبیعی مردم میایستد. فارغ از میزان صحت و سقم این ذهنیت، روحانیت باید وجود چنین ذهنیتی را بپذیرد. ادامه …
سیستم فهم، استنباط، مطالعه، تخصصها و تربیتهای حوزوی، اساساً سیستم ارتباطدهی معیشت به دین نیست. فقه ۱۴۰۰ سال بیرون از حاکمیت و جامعه بوده. وجود فقیه در شهر، دلیل وجود فقاهت در شهر نیست. گاهی انسان در شهر حضور دارد، اما واقعیتش در شهر نیست. ادامه …
امروزه متأسفانه طوری شده که ممکن است امام جماعتی محترم هم باشد، اما سواد، تخصص و رفتار مردمی را نداند. الآن مساجد و مجالس، از عالمان توانمند خالی شده و پیشنمازهای کمسواد جای آنها را گرفتهاند و مردمی که آن روحانیون باسواد نجف رفته را دیدهاند، نمیتوانند به این طلبهها راضی شوند. ادامه …
انتقادها و عبارتهایی که بهعنوان تعریض به ایشان نسبت داده میشود، جزو امتیازات ایشان است. آنها میگویند «مرجعیت ساکت»! بله ساکت است؛ اما با سکوتش توانست آمریکاییها را اخراج کند و این فتوای جهاد را بدهد. مگر ائمه ما چگونه صحبت میکردند؟ مراجع ما ادامهدهنده آن خط هستند. ادامه …
به باور نویسنده مسأله امروز جامعه ایرانی «دوگانهی حجاب اجباری و حجاب اختیاری» نیست؛ بلکه سیاسیشدن حجاب در عرصه اجتماعی است که تا این حد مسألهساز شده است. در این شرایط بهنظر میرسد حاکمیت و مردم هر دو در «سیاستزدایی از حجاب و پوشش اجتماعی» همدل و همداستان باشند. بازنگری در خطمشی حجاب میتواند دلالت ثانویهی آن را که به امر سیاسی معطوف بود کاهش دهد و پوشش اجتماعی را از نماد سیاسی به نماد فرهنگی بازگرداند. ادامه …