امروزه متأسفانه طوری شده که ممکن است امام جماعتی محترم هم باشد، اما سواد، تخصص و رفتار مردمی را نداند. الآن مساجد و مجالس، از عالمان توانمند خالی شده و پیشنمازهای کمسواد جای آنها را گرفتهاند و مردمی که آن روحانیون باسواد نجف رفته را دیدهاند، نمیتوانند به این طلبهها راضی شوند. ادامه …
انتقادها و عبارتهایی که بهعنوان تعریض به ایشان نسبت داده میشود، جزو امتیازات ایشان است. آنها میگویند «مرجعیت ساکت»! بله ساکت است؛ اما با سکوتش توانست آمریکاییها را اخراج کند و این فتوای جهاد را بدهد. مگر ائمه ما چگونه صحبت میکردند؟ مراجع ما ادامهدهنده آن خط هستند. ادامه …
به باور نویسنده مسأله امروز جامعه ایرانی «دوگانهی حجاب اجباری و حجاب اختیاری» نیست؛ بلکه سیاسیشدن حجاب در عرصه اجتماعی است که تا این حد مسألهساز شده است. در این شرایط بهنظر میرسد حاکمیت و مردم هر دو در «سیاستزدایی از حجاب و پوشش اجتماعی» همدل و همداستان باشند. بازنگری در خطمشی حجاب میتواند دلالت ثانویهی آن را که به امر سیاسی معطوف بود کاهش دهد و پوشش اجتماعی را از نماد سیاسی به نماد فرهنگی بازگرداند. ادامه …
بدگوییها، اتهامزنیها و سخنانی که شایسته یک طلبه نیست، امروز بر زبان برخی مسئولان روحانی جاری میشود؛ جلوههایی که در تاریخ روحانیت سابقه نداشته؛ کما اینکه در مورد شخصیتهایی که برای امام محترم بودند، به بهانهی اینکه میزان، حال فعلی افراد است، هرچه خواستند، بستند و اهانتها کردند. ادامه …
همانگونه که آن زمان مبارزه با استبداد مستلزم تحمل رنج و آزارهای زورمداران بود، امروز نیز مبارزه بر ضد تبعیض و بیعدالتی و جهاد برای اقامه قسط، مستلزم تحمل طعن اصحاب ثروت و بیبهرهماندن از مواهب مادی است و با همایشهایی در تالارهای اشرافی، با هدایای فاخر و اطعمه لذیذ قسط اقامه نمیشود. ادامه …
با توجه به اینکه بنده واقعگرا هستم، اجراییکردن این منشور را خیلی دیر میدانم. بعد از امام، افرادی در بدنه روحانیت نفوذ پیدا کردند و افرادی هم کنار گذاشته شدند و حرکتهایی انجام گرفت که اجراییکردن منشور را بسیار سخت کرده است. نان عدهای در حوزه بسته به ظاهرسازی، ریاکاری و بزرگنمایی است. ادامه …
پدیده مرجعیت محدود به «مرجعیت در افتاء» نبود؛ بلکه ماهیت آن «مرجعیت ولایی» بود. با انقلاب اسلامی، مرجعیت ولایی در الگوی ولایت فقیه متبلور شد و مرجعیت در افتاء نیز در قالب متکثری ـ شامل ولی فقیه و دیگر مراجع ـ ظهور یافت. ازاینرو، استقلال حوزه و روحانیت از ولی فقیه بیمعناست؛ اما استقلال آن از قوای سهگانه معنادار است. ادامه …
بعد از چهل سال که از انقلاب میگذرد، روحانیت و حوزهها تقریباً دارند از اندیشه انقلابی فاصله میگیرند و اندیشههای مقدسمآبانه فرصت رشد پیدا میکنند؛ چون بودجههای دولتی صرف مراکزی میشود که به سمت و سوی انقلاب نمیروند؛ بلکه به سمت و سوی نانآوری و فردیکردن دین حرکت میکنند. ادامه …
دبیر کنفرانس: در این همایش بهدنبال توجه به این نکته هستیم که جریانسازی علمی در حوزه ایجاد نظامات حاکمیتی برآمده از ارزشها، بدون دست دادن و همراهی سه بخش حوزه، دانشگاه و نهادهای حاکمیتی و مدیران، ممکن نیست. اگر میخواهیم دولت اسلامی محقق شود، حوزه باید به شکل کامل، ضلع سوم را ایجاد کند. منظور از حوزه نیز، متن حوزه، یعنی حوزویان است؛ نه فقط بخش خاصی از طلاب که در بخش حاکمیتی طرف مشورت هستند. ادامه …
حوزه علمیه از ابتدای انقلاب باید کادرسازی را شروع میکرد که بهخاطر مصلحتاندیشیها و عافیتطلبیهای بخشی از همین حوزه این اتفاق نیافتاد/ما زمانی میتوانیم هزینه کنیم تا عدهای از حوزویان و دانشگاهیان در قالب یک کار علمی فکر و اندیشه دینی تولید کنند که مدیریت هزینههای اینچنینی و بیتالمال در دست ما باشد. ادامه …