گروههای مختلفی برای انقلاب مبارزه میکردند و شکنجه میکشیدند؛ ولی مردم بهواسطه سخن آنها به میدان نیامدند؛ بلکه به پیروی از مراجع تقلید، روحانیت و حوزهها به میدان آمدند. لذا طبیعی است که نظام را با حوزه یکی بدانند و نتوانند ببینند که حوزه میگوید من در مقابل این حکومت و نظام هیچ مسئولیتی ندارم. فرزندان مردم بهخاطر حرف مرجعیت و حوزه به شهادت رسیدند. ادامه …
انقلاب مولود جریانات بسیاری بود که از زمان نهضت مشروطه شروع شدند؛ مثل جریان مرحوم آخوند، جریان نهضت نفت یا جریان مرحوم دکتر شریعتی/مراجع و فضلا باید حواسشان به استقلال حوزه باشد؛ نهادی که بیش از هزار سال ـ از زمان شیخ طوسی ـ در جامعه شیعی بوده. این امانت را نباید به خاطر منافع چهار روزه، از بین ببریم. ادامه …
تا وقتی که کلیت نظام، اسلامی باشد، حوزه از آن حمایت میکند. نظام مولود حوزه است و حوزه در ارتباط با اشتباهاتی که در قسمتهای مختلف ممکن است وجود داشته باشد، گوشزد میکند و نمیگذارد انحرافی پدید آید. نه مرجعیت قم و نه مفاخر حوزه و مدرسین منفعل نیستند که در نهایت سپر شوند و نظام هم شأنش بالاتر از این است که برخورد ابزاری نسبت به حوزه داشته باشد و حوزه را سپر قرار بدهد. ادامه …
حوزه نباید به گونهای عمل کند که تلقی مردم این باشد که حامی مطلق است و کاری ندارد به اینکه آنچه از آن حمایت میکند، نقطه قوت است یا نقطه ضعف. حوزه باید مراقب این جهت باشد که اگر هم سپر است، در برابر خدمات سپر باشد و در برابر عیوب، مطالبهگر. درحقیقت زبان مردم باشد و مطالباتی که مردم از نظام دارند، حوزه هم باید از نظام داشته باشد.
ادامه …
بیت محترم شیرازی همواره خود را میراثدار شخصیت، افکار و اندیشههای مرحوم آیتاللهالعظمی سید محمد شیرازی میداند و به اصطلاح همیشه از شخصیت ایشان کسب اعتبار نموده است؛ اما امروز چه شده است که بعضی از آنها بر خلاف نظر صریح ایشان، علیه اصل ولایتفقیه اینگونه مواضع سست و نسنجیده میگیرند و تلاش میکنند این امر مهم را وارونه جلوه دهند؟ ادامه …
چندی پیش و همزمان با آشوبهای خیابانی، فیلمی از سخنرانی حجت الاسلام سید حسین شیرازی فرزند آیتالله سیدصادق شیرازی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که وی با توهینهای فراوان از دفاع مقدس و ولایت فقیه سخن گفته و آنها را نفی میکند. وی در بخشی از سخنانش میگوید: ولایت فقیه همان سخن فرعون است. به خدای بلدمرتبه قسم ولایت فقیه دقیقاً و مو به مو همان «أنا ربکم الاعلی» است. ادامه …
یکی دیگر از حقوق مردم برعهده حاکمان خود، تأمین معاش و رفاه و آسایش زندگی آنان است. فیض کاشانی در ضرورت آن میگوید: «دنیا منزلی از منازل انسان در سیر به سوی خداوند متعال است و بدن او مرکب این راه است و مادامی که امر معاش او در دنیا منتظم نگردد، نمیتواند بهسوی خدا سیر کند. ادامه …
آیا بهراستی اگر علما از درد و رنج مردم بگویند، نمک بر زخمشان پاشیدهاند؟ چرا اینطور به مسأله نگاه نمیکنیم که بیان رنجها و مشکلات جامعه توسط علما، یک خاصیت مهمش این است که مردم متوجه شوند علما اگر نمیتوانند ـ یا نمیخواهند ـ باری از مشکلات جامعه بردارند، دستکم نسبت به دردهای مردم آگاهی دارند. همین مقدار هم بدونشک میتواند تا حدی مرهمی بر دردهای مردم باشد. ادامه …
هماکنون بسیاری از نخبگان سیاسی، فرهنگی وحتی هنری و ورزشی تلاش کردهاند با اظهارنظر خود فضای جامعه را آرام کنند و ضمن تأکید بر حق مردم برای اظهارنظر و بیان مشکلات، بروز هرگونه ناآرامی را نفی میکنند. به همین دلیل از بزرگان حوزه نیز انتظار میرود با رویکردی پدرانه، مسأله را تبیین نمایند تا این ذهنیت در جامعه ایجاد نشود که روحانیت نسبت به مشکلات و معضلات مردم بیتفاوت است.
ادامه …
تجربه چندقرن اخیر دنیای غرب و تجربه چهار دهه جمهوری اسلامی نشان داده است که حذف کامل «اخلاق عوامفریبانه» در جامعه مقدور نبوده است و روزنههایی برای ورود افراد پوپولیست و نارسیست به درون سیستم سیاسی وجود دارد تا بر اساس بلاهت و جهالت سیاسی و خودشیفتگی در دل توده مردم نفوذ کنند و قدرت را بهدست گیرند. ادامه …