امام خمینی، در مواجهه با حافظ شیرازی، از جنبهٔ عرفانی وی مدد میگرفت. مرحوم امام، حافظ را «عارف شیرازی» مینامید. انس امام با اشعار حافظ به گونهای بود که در جایجای آثار خود و به کرّات از اشعار این شاعر عارف مدد میگرفت و برای گرهگشایی از کلام خود به کار میبست. ادامه …
سید بن طاووس با سبک دینداری فطری که میپسندید، احادیث و روایات را منبع اصلی دینداری میدانست و از درافتادن در چالشهای عقلانی پرهیز میداشت. شیوهای که او در مقابل ما قرار میدهد، تمسک بیچونوچرا بر اقوال معصومان (ع) است. وی در کتاب لهوف نیز مواجههای عقلانی با عاشورای حسینی نمیکند. این سبک دینی است که سید بن طاووس میپذیرفت. ادامه …
باهنر با اعتقادی که به مفهوم آزادی داشت، به آزادیهای پس از انقلاب نیز تصریح میکرد. وی گفته بود: «مردم سالیان دراز زیر بار خفقان و زیر بار شکنجه بودند. بعد از پیروزی باید اجازهٔ نفس کشیدن به مردم داده شود. مردم بتوانند اجتماع کنند، سخن بگویند، تشکیل حزب بدهند. انقلاب، آزادی را به ملت انقلابی هدیه کرد». ادامه …
وحید بهبهانی را باید از پایهگذاران اجتهاد اصولی در عصر اخیر دانست. وی بر ضرورت اجتهاد و انفتاح باب علمی و استمداد از قوانین اصول فقه تأکید میورزید. او مسئلهٔ اجتهاد و وجود مجتهد را برای قانونگذاری و بیان احکام (همانند وجود طبیب برای سلامت مردم) برای نظم بخشیدن به معاش و معاد مردم ضروری میدانست. ادامه …
بیش از سه قرن از نگارش کتاب بحار الانوار میگذرد. اگرچه نقدهای درازدامنی بر این اثر شده است اما منتقدان هم نتوانستهاند چشم بر ویژگیهای ممتاز آن ببندند. کتابی که چالشهای فراوانی برانگیخته است اما زبان تحسین را هم نبسته است. ادامه …
آنچه غرض خدا از آفرینش عالم بود، آنچه غایت و نتیجهٔ بعثت تمام انبیا از آدم تا خاتم بود، معرفت مبدأ و معاد در اصول، و نبوات که برزخ بینهما است، و معرفت عبادت، معاملات، عقود، ایقاعات، احکام از طهارت تا به دیات، در فروع و هم آن اصول و هم آن فروع ترسیم شد، تقویم شد، تحدید شد، شد مذهب جعفری ادامه …
آقایان اهل علم و روحانیت محترم! وقتی منبر میروید و سخنرانی میکنید، این حرفهایی که میزنید برای خودتان هم باشد. یعنی من هر چه میگویم باید خودم هم همانطور باشم. اگر قرار باشد من بگویم و عمل نکنم، هیچ اثری ندارد. ادامه …
علامه حلی کوشیده بود تا با استدلالورزی و خردگرایی، منظومهٔ فکر شیعه را انضباط بخشد. او در مواجهه با دو جریان اعتزالی و اشعری، شیوهای خردپذیر را در معرفی مکتب تشیع برگزید. عقلگرایی او نه در دام اعتزال میافتاد و نه تن به اندیشههای اشعری میداد. ادامه …
علامه مجلسی کوشیده است تا به قدر توان، در اصلاح امور مسلمین گام بردارد. او حتی استفاده از حاکمان جائر اگر که منفعتی به احوال مسلمین داشتهاند را جایز میدانسته است. با این رویکرد است که میتوان علامه مجلسی را یکی از استوانههای فقهی و اصلاحی شیعه نامید. ادامه …
شیخ بهایی عالمی است که در علوم بسیاری متبحر بود. او علم فقه را به نیکی خوانده بود و گرایشی هم در منش عارفان داشت. وی رویکردی را در فقه برگزیده بود و با همین شیوه بود که در منش صوفیان نیز نظر میکرد. ادامه …