حادثه عاشورا و بازنمایی آن در قالب مراسم و شعائر سوگواری بر امام حسین(ع) در شهرها و نواحی شیعی بود که بسیاری از غربیان را برای نخستینبار در مواجهه مستقیم با نمادهای شیعی قرار میداد. غربیان پس از آشنایی با این حادثه عملاً به تفاوتهای بنیادین شیعه و اهل سنت پی بردند و عاشورا را به مثابه نقطه عزیمت توجه خویش به مطالعات شیعی قرار دادند. غربیها نشان دادند، عاشوار در هند یک چیز است، در ایران یک چیز است و در عراق چیز دیگری است. ادامه …
با نگاهی به تاریخ کربلا درمییابیم چهار جامعه اصلی و اساسی در این موضوع درگیر بودند؛از جمله جامعهی مکه و مدینه؛ این دو جامعه به سهولت از فاجعه عاشورا عبور کردند و واکنشی به این واقعه نشان ندادند. اما نکته عجیب آن است که واقعه «حرة» یکسال پس از شهادت امام حسین(ع) اتفاق افتاد؛ واقعهای که طی آن وقتی مردم مدینه از فساد یزید مطلع شدند، تصمیم گرفتند او را خلع کنند. ادامه …
انسان در زندگی اجتماعیِ خود، برای رسيدن به آرمانها و اهداف خود، همواره گواه صحنهی درگيری بين دو نيروی حقّ و باطل است. آغاز آن از درگيری فرزندان بیواسطهی حضرت آدم (هابيل و قابيل)، اوج آن، قيام سراسر افتخار امام … ادامه …
در ارتباط با تاریخچه قواعد فقهی، مؤلف بر این نظر است که قواعد فقهی در مکتب امامیه مراحلی چند را سپری کرده و تمایز این مراحل بر اساس آغاز تلاشی جدید در هر مرحله است؛ به این معنا که شروع یک مرحله بهمعنای پایان یافتن مرحله قبل نیست. پایهگذاری قواعد فقه بنابر اعتقاد امامیه، ـ برخلاف اهل سنت ـ عصر وحی تا آغاز عصر غیبت را شامل میشود. پس از آنکه قواعد فقهی در کتابهای فقهی مورد استناد قرار گرفت و به آنها استدلال شد، با توجه به اهمیت بهسزای آنها رفتهرفته فقیهان بر آن شدند تا این نگاه آلی را به نگاهی استقلالی تبدیل کنند. ادامه …
يكي از همراهان امام در پاريس، نقل میكند: امام خيلي سفارش كرده بودند كه يك وقت حركتي نشود كه همسايهها (كه همه مسيحي بودند) ناراحت شوند. اين عمل موجب شده بود كه وقتی ايشان میخواستند به ايران بيايند، همهی آنها ناراحت بودند؛ چون امام نسبت به حقوق آنها و برخورد اسلامی با آنها خيلي مقيد بودند/علامه طباطبايی(ره) بسيار ساده لباس میپوشيدند و سالهای زيادی اجارهنشين بودند؛ از سهم امام استفاده نمیكردند و اموراتشان را از حق التأليف كتابهايشان میگذراندند. ادامه …
ما سياست را تابع اخلاق میدانیم و به همین دلیل آن جمله معروفی که میگوید هدف وسيله را توجيه میكند، از نگاه اسلام مقبول نیست. مشی سیاسی جامعهی مدرسین هم اینگونه است. در قضيه آقای صانعی، يادم هست آيتالله يزدی وقتی مطلع شدند كه برخی درصدد انجام اقداماتی هستند (مانند اینكه درس ايشان را تعطيل كنند) برخورد كردند و گفتند: اگر درس ايشان یا دفتر ایشان تعطيل بشود ما برخورد میكنيم. ادامه …
وقتي که از گفتوگو صحبت میکنيم، روشنفکران اين طوري برداشت میکنند که آن را در مقابل جنگ مطرح ميکنيم. ما به دو دلیل وارد گفتوگو ميشويم: اول اينکه ما خواهان جنگ نيستيم؛ بلکه طرفدار وحدت بين دو طرف هستيم. دوم اینکه هرکاري بايد نتيجه داشته باشد و بايد اين گفتوگوها را به نتيجه مطلوب برسانيم. اما شرط اساسي اين گفتوگوها، شکست تکفيريها در جنگ نظامي است؛ تا آنها را شکست ندهيم گفتوگو امکانپذير نخواهد بود. ادامه …
یک آفتی که به جان حوزهها افتاده این است که بعضاً علم را برای پول میخوانند. در فرهنگ سابق حوزه علمیه، علم را بهخاطر علم و بهخاطر خدا میخواندند؛ اما فرهنگ الآن کمکم دارد دانشگاهی میشود. باید انگیزههای معنوی را با ذکر حالات علما و بزرگان و زحمات پیشین افزایش دهیم. همچنین مسائل اخلاقی را پابهپای مسائل فقهی باید پیش برد؛ زیرا در هیچ زمانی مثل الآن اسباب فساد زیاد نبوده است. ادامه …
به همان مقدار که نوشته خوب، تأثیر مثبت در جامعه دارد، نوشته بد نیز مخرب است. کتاب خوب را باید برای آن رونمایی گذاشت و تبلیغ کرد تا مطرح شود و مؤلف نیز احساس کند از او قدردانی میشود. پیشتر بنده معتقد بودم دفتر تبلیغات بیشتر کارهای تبلیغی انجام دهد؛ اما امروز مشاهده این حجم آثار پژوهشی – که بسیار ارزشمند نیز هست – نگاه ما را عوض کرد. ادامه …
من خودم میخواستم ثابت کنم که کار کردن ممکن است. باورم این بود که اگر کار کنیم کمکها میرسد؛ اما از بس شعار دادیم و کار نکردهایم، مردم اطمینان نکرده پول به ما نمیدهند. روز اول منتظر پول نشدم تا کار بکنم؛ به عکس؛ به میدان رفتم و کار را شروع کردم و کم کم مردم اعتماد کرده به ما کمک کردند. الان هم مؤسساتی که هست از برکات همان روزهاست. این کارها بسیاریش از پول سهم امام و آیتالله سیستانی نیست. ادامه …