استاد سروش محلاتی:

قبل از انقلاب ما فقط به همین ادله مراجعه می­‌کردیم و در حجره می­‌نشسیتم و استنباط می‌­کردیم و فتوا می‌­دادیم. فقها و بزرگانی بودند که چون مقتضیات زمان را نمی‌شناختند، می‌گفتند این حرف‌هایی که در کتاب‌ها نوشته شده به راحتی قابل اجراست. امام در این‌گونه موارد با محک عینیت و واقع­‌گرایی وارد شدند تا ببینند اجرای چه چیزی ممکن است و چه چیزی ناممکن. فقه قبل از انقلاب، فقه تئوری و مدرسه‌­ای بود. اگر ما هم­چنان در فضای قبل از انقلاب مانده بودیم، هزارسال دیگر هم، وضع به همان منوال بود.

استاد ابوالقاسم علیدوست در گفت‌‌‌وگو با مباحثات تشریح کرد:

از ویژگی‌های مکتب قم این است که داده‌های دانش تاریخ را در استنباط مطمح نظر قرار می‌دهد؛ به وثوقِ صدور، بیشتر از سندشناسی توجه می‌کند؛ کم‌تر به‌صورت ریاضی فکر می‌کند، به قرآن و مقاصد توجه می‌کند و نگاهش به شریعت اجتماعی است؛ در مقابل، مکتب نجف نص‌بسند است و برای یک مسأله دنبال یک روایت خاص است، بسیار ریاضی‌وار فکر می‌کند، اصول آن بیش از حد فربه شده و فقهِ آن، در مواردی فقهِ کشف نیست؛ بلکه فقهِ عذر است.

گزارش مناظره حجج الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی‌ و پارسانیا با موضوع:

سبحانی: در دانش تجربی امروز، اساساً نه استقرایی وجود دارد و نه کسی استقرا و تجربه را به برهان برمی‌­گرداند. امروز منطق تولید دانش، حداقل دربخش بزرگی از دانش‌­های طبیعی و انسانی، خلق فرضیه­‌ها در باب واقعیت، به آزمون گذاشتن آن‌ها و نشان دادن کارآمدی و تأثیر آن‌هاست/پارسانیا: کارآمدبودن یک نظریه و جواب‌دادن در عمل، دلیل بر درست بودن آن نیست. اگ نظریه‌ای مبانی فرهنگی خودش را اشراب و فرهنگ ما را تخریب می­‌کند موظفیم به‌سرعت فرهنگمان را مصونیت بخشیم.

پژوهش‌هایی صرفاً برای پژوهش؛ برای ارتقای رتبه علمی و بالتبع کسب درآمد بیشتر؛ برای قبولی در مصاحبه دکتری؛ برای معروفیت و… . مهم نیست که پژوهش ما مشکلی را از گره فروبسته‌ی جامعه حل کند؛ تعداد خوانندگان برخی از آن‌ها به عدد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. پژوهش از مضمون اصیل خود تهی و بیشتر به صنعتی درآمدزا برای عده‌ای و هزینه‌زا برای عده‌ای دیگر تبدیل شده.

حوزه علمیه‌ٔ قم و فلسفه (۱)؛ استاد رضا برنجکار در گفت‌وگو با مباحثات:

فلسفه و کلام نسبت به فقه وضعیت خوبی ندارند؛ در بین این‌دو نیز، کلام وضعیت خوبی ندارد. انتظار داریم به کلام هم در حد فقه توجه شود. فلسفه دانشی است که از بیرون آمده است و ما از مطالب خوب آن استفاده می‌کنیم و البته آن را رشد هم می‌دهیم و مکتب‌های فلسفی جدیدی هم تأسیس می‌کنیم و هیچ اشکالی هم ندارد؛ اما کلام دانش اصلی است و از فلسفه هم استفاده می‌کند.

تقریرات گعده علمی آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی

خیلی از این روایات طبی، اَسناد درستی ندارند و نمی‌شود اِسناد بَتّی [و قطعی] به ائمه(ع) داد. آن‌هایی که سند درستی دارند قابل استناد هستند؛ ولی اگر فقط دارای ظهور باشند، امر قطعی نیست؛ بلکه ظنی است و اگر الآن خلاف علم است همان هم از اعتبار می‌افتد. با این‌ها می‌آیند معامله قطع می‌کنند و بعد گیر می‌کنند.

مناظره علمی میان حجت‌الاسلام والمسلمین سبحانی و دکتر محسن جوادی

سنت فلسفی علی‌­رغم پختگی­‌ای که پیدا کرده، پاسخ‌­گوی یک نظریه اخلاقی اسلامی نیست و کاستی­‌ها و نقایصی دارد که اگر نتواند این نقایص را پرکند، نمی‌­توانیم آن ­را به‌­عنوان یک نظریه اخلاقی در سنت اسلامی به‌­حساب آوریم/آیا کلام ما واقعاً می‌­تواند نظام اخلاقی بسازد و ظرفیتش را دارد؟ بحث­‌های کلامی، در حد بحث‌­های نظری مانده‌اند

نقدی بر رویکردهای اصلاحی درباره مناسک نوظهور

شاید بهتر باشد در نخستین گام، حق نوآوری مشروع در برپایی آیین‌های دینی را همانند سایر آیین‌های ملی و محلی به رسمیت بشناسیم و تعدد منابع مشروعیت‌زا در امر مناسک را بپذیریم تا ارتباط میان توده مقید به مناسک با اصلاح‌گران برقرار شود. در گام بعد نیز میان مصلحت‌سنجی‌های سیاسی و اصلاح‌گری دینی تفکیک قائل شویم تا دین عامه نیز مرجعیت جریان اصلاح‌گر را به رسمیت بشناسد. سومین گام نیز درک مختصات دنیای امروز است.

تأملی در مرام مداحی

ملا احمد نراقی هم زبان به گلایه گشوده بود. وی برخی واعظان و منبریان و مداحان را نقد می‌کرد که چرا به قصد اشک‌ریزی، هر سخنی را بر زبان می‌­آورید و هر قصه­‌ای را می‌پرورید. علی شریعتی حتی مداحی و تشریفاتِ سوگواری را وسیله‌­ای می‌­دانست که مردم از شناخت حقیقت و تفکر در هدف‌های اصلی مکتب تشیع و انقلاب کربلا غافل بمانند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا

از موضوعاتی که این روزها در شبکه‌های اجتماعی به آن دامن زده می‌شود، تمدن‌گرایی و ایرانشهرگرایی به مناسبت روز کوروش  است. گذشته‌ی هر ملتی هویت تاریخی اوست؛ مثبت‌بودن آن باعث افتخار و منفی‌بودنش سبب ناخوشایندی است. گذشته‌ی خوب یا بد قابل انکار نیست. انکار هویت تاریخی حماقت است؛ همان‌طور که بازگشت به گذشته نیز حماقت است.